زنان در يک جهان

برگردان ناهيد جعفرپور _ Rosa Elena Maldonado

 

درهرگوشه اين کره خاکي ما، تصويري از زنان، رسم شده است.

زناني که براي ما بي‌نامند.

و آن زناني که نوعي ديگراحساس مي‌‌کنند به‌عنوان زنان با فرهنگ عاميانه تصوير مي‌شوند،

زناني که بارسنگيني را بر دوش مي‌کشند،

بارسنگيني که در اين جهان، تاريخ مصرفش بسر رسيده است.

براي کساني که بي توجه از کنار اين مسئله عبور مي کنند:

آنها زنان چروک خورده‌اند، با دستاني متورم و انگشتان ترک‌خورده‌‌ي قاچ قاچ که هر دانه شني به عمق زخمهايش همچون نفرين بر عليه آدم و هوا، فرو مي‌رود.

هرنوازش مهربان و لطيف با اين دستان که شهادت از کار روزانه مي‌دهند، بر روي پوست فرزندان خراش‌هاي بسيار بجاي ميگذارد.

زناني که زمان بر آنان اجبار را تحميل نموده است، بدون اينکه زيبائي گذشته‌شان را به آنان برگرداند،

زيبائي که درست به مانند شاسي پيانوئي که روي آن هيچگاه نواخته نشده است، رد پايش را بر روي هر نوزاد تازه‌متولدي بجاي مي‌گذارد.

زناني که هر بار که آتش را در اجاق مي‌دمند، چروکي جديد دور چشمانشان حلقه مي‌زند.

و در سرماي سپيده‌دم، سراپا سکوت، گاوها را مي‌دوشند، آتش را برپا مي‌کنند و نان گرم را قطعه قطعه مي‌کنند.

و در قهر با زمان، منتظر طلوع آفتاب مي‌مانند.