گفت‌وگو با آيرين برنز، فعال امور زنان

شهروندي اقتصادي زنان مشكل حل نشدهء حكومت‌هاي ليبرال دموكرات

ترجمه: نيلوفر انسان

آيرين برنز دختر يك روستايي است; مروج حقوق بشر اقتصادي زنان و عضوي از سازمان فمنيستي ايجندا‌پولتيكا دمايرز و يك سازمان كارگري غيردولتي در آمريكاي مركزي با عنوان آسپرولاست. مصاحبه‌اي كه در پي مي‌خوانيد دربارهء شهروندي اقتصادي زنان است كه سايت حقوق بشر زنان (Women Human Rights) با اين فعال حقوق بشر انجام داده است. چگونه حقوق اقتصادي و اجتماعي تاثير خود را در زندگي زنان نشان مي‌دهند؟ - حقوق اقتصادي و اجتماعي زنان كه گاهي به دليل اين‌كه پس از حقوق سياسي و شهروندي آن‌ها قرار مي‌گيرند حقوق نسل دو خوانده مي‌شوند، از طريق دسترسي موثر به مواردي كه به آن‌ها اشاره خواهم كرد، آثار خود را در زندگي زنان نشان مي‌دهند. - منابع كاري و درآمدي كه حقوق بشر زنان را تضمين مي‌كنند. - فضاهاي كاري كه باعث اشاعهء پيشرفت شخصيتي و كاري زنان شده و در آن‌ها با در نظر گرفتن سهم مشترك زنان در توليد به آن‌ها حقوق مساوي مردان پرداخته مي‌شود. - تحصيلات كه باعث بهبود بخشيدن به توانايي‌هاي زنان مي‌شود. - يك نظام اجتماعي امن و سالم كه سلامت رواني زنان را تضمين مي‌كند. - برخورداري از محيط سالم خانوادگي كه باعث تضمين سلامت جسمي زنان شده و سبب مي‌شود كه زندگي آن‌ها از يك كيفيت خوب و ممتاز برخوردار باشد. - سازمان‌هاي اجتماعي كه باعث ايجاد علاقهء زنان در بخش‌هاي مختلف زندگي از قبيل خانواده، محل كار، اجتماع و فعاليت‌هاي اتحاديه‌اي در زمينهء امور كارگري و سياسي مي‌شوند. شهروندي اقتصادي چيست و چگونه اين نوع شهروندي مي‌تواند تحت يك نظام سرمايه‌داري وجود داشته باشد؟ شهروندي اقتصادي زنان به حق آن‌ها براي داشتن سطح مناسب زندگي براي خود و خانواده‌شان گفته مي‌شود. اين سطوح مناسب مي‌تواند در غذاي كافي، پوشاك و مسكن مناسب و اصلاح مداوم در وضعيت زندگي زنان وجود داشته باشد. IIDH) ، 1997 ; 20) به اين منظور لازم است تا منابع كافي براي توزيع مساوي ثروت ميان افراد توليد شود. ميثاق بين‌المللي مربوط به حقوق فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كه توسط سازمان ملل در سال 1966 به تصويب رسيده و از سال 1976 به كار گرفته مي‌شود چارچوب اصلي شهروندي اقتصادي است و حقوق افراد در آن در موارد زير معين شده است: انتخاب آزادانهء پيشه،آموزش حرفه‌اي،كار تمام وقت،دستمزدهاي برابر براي ارزش كار برابر،وضعيت كاري مشخص براي كارگران و خانواده‌هايشان، شرايط كاري امن و پاكيزه،فرصت‌هاي برابر براي ترفيع شغلي،داشتن حق مرخصي، استفاده از اوقات فراغت، داشتن ساعات كاري معين و وجود تعطيلات دوره‌اي با تعلق گرفتن حقوق به كارگران،تشكيل اتحاديه‌هاي كارگري،حمايت از خانواده فرد كارگر به ويژه كودكان او،حمايت پس از زايمان از زنان وحمايت از پسران و دختران و نوجوانان بر عليه استثمار اقتصادي.اگرچه خود حقوق فوق‌الذكر كه توسط دولت‌ها به عنوان هدفي در راستاي راهكارهاي توسعه در نظر گرفته شده‌اند تا يك برنامهء كاري براي تمرين حقوق بشر خود موانع جنسيتي كه نابرابري را ميان مردان و زنان ايجاد مي‌كنند، شهروندي اقتصادي زنان را تنها به يك انتظار براي بيش‌تر زنان تبديل كرده‌اند تا يك تجربهء مداوم روزانه ) 2000 (United Nations , .به همين دليل است كه در آخرين كنفرانس برگزارشده از كنفرانس‌هاي جهاني دربارهء زنان كه توسط سازمان ملل برگزار شد توجه ويژه به فضاي اقتصادي بااهميت نقش آن در تعريف كيفيت زندگي و جايگزيني افراد در جامعه داده شد. سطح دستيابي زنان و مردان به ساختارهاي اقتصادي جامعه‌شان و فرصت‌هاي آن‌ها براي تمرين قدرت به گونهء قابل توجهي در جوامع مختلف بايكديگر فرق مي‌كنند. در بسياري از بخش‌هاي جهان حضور زنان در سطوح متفاوت كه در آن سطوح تصميمات قانوني گرفته مي‌شوند يا بسيار محدودند يا اصلا وجود ندارند كه خود اين سطوح شامل تنظيم برنامهء مالي، پولي و سياست‌هاي اجتماعي به همراه سيستم‌هاي مالياتي و ساختارهاي مربوط به پرداخت دستمزد نيز هستند. تكامل حقيقي ساختارهاي سياسي و اقتصادي به طور مستقيم بر دسترسي زنان و مردان به منابع اقتصادي، قدرت اقتصادي و وضعيت برابر در مقياس فردي و خانوادگي و به طور كلي جامعه تاثيرگذار است. از ديدگاه فمنيستي، شهروندي اقتصادي خود را به عنوان يك تمرين اجتماعي و شخصي در كسب حقوق سياسي اجتماعي، فرهنگي و حقوق اقتصادي در چارچوب يك مسووليت متقابل نشان مي‌دهد. تمرين اين نوع شهروندي بايد توسط ديدگاه‌هاي جنسيتي‌اي كيفيت پيدا كنند كه الگوهاي سياسي هم زيستي اجتماعي را در جايي كه ما زندگي و مشاركت مي‌كنيم مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين الگو از اين جهت مناسب است كه مسايل مفهومي و عملي شهروندي را از ديدگاه و تجربهء زنان پررنگ مي‌كند و به همين دليل است كه شهروندي اقتصادي اين روزها به عنوان حقوقي كه بايد توسط دولت تضمين شود در رديف اول قرار گرفته است و به عنوان يكي از محدوديت‌هاي ناخوشايند نظام‌هاي سرمايه‌داري است. از ديدگاه سياسي براي توسعهء دموكراسي، شهروندي اقتصادي يك اجبار براي دولت است و چنانچه پيش از اين گفته شد، تجربهء تعلق داشتن به يك اجتماع بستگي به شرايط زندگي افراد متعلق به آن اجتماع دارد. چگونه مي‌توان در صورت امكان منطق حقوق بشر را با منطق بازار كه به نظام‌هاي سرمايه‌داري جهت مي‌دهد وفق داد؟ هم حقوق بشر و هم بازار در هستهء خود داراي افرادي هستند. ما بايد به خاطر داشته باشيم كه بازار يك موسسهء اقتصادي مشخصا انساني است كه منابع خود را طبق جايگاه اشغال شدهء افراد در جامعه توزيع مي‌كند. دولت كاتاليزور ميان منطق حقوق بشر و منطق بازار است. در يك طرف نظام سرمايه‌داري به افرادي با قابليت توليد و مصرف نياز دارد و از طرف ديگر، شهروندان تمرين حقوق خود را بدون موانع طلب مي‌كنند و اين حقوق شامل حقوق اقتصادي هم مي‌شود. خود دولت‌ها مي‌توانند با كاهش هزينه‌هاي زندگي شهروندان خود به‌ويژه زنان كيفيت زندگي آن‌ها را بالا برده و دسترسي آن‌ها را به حقوق اقتصادي‌شان تسهيل كنند. يك سياست تجاري به منظور برآوردن حقوق كاري زنان لازم است چه خطوط اوليه‌اي را در نظر داشته باشد؟ براي برآوردن حقوق اقتصادي زنان، سياست‌هاي تجاري بايد با توجه و آگاهي به وضع نابرابر و متفاوت زنان در مقام توليد اتخاذ شوند تا بتوان تاثير سرمايه‌گذاري‌ها، معاملات و فعاليت‌هاي تجاري و بازرگاني بر حذف يا ادامه نابرابري در فضاي اقتصادي را مورد ارزيابي قرار داد. وجود معاهدات آزاد تجاري بر زندگي زنان چه اثراتي دارد؟ معاهدات آزاد تجاري مكانيزم‌‌هايي هستند براي روابط تجاري ميان دو يا تعداد بيش‌تري كشور ثبت‌شده تحت چارچوب سازمان تجارت جهاني. هدف اين معاهدات تسهيل كردن و افزايش تعامل تجاري به منظور پويا كردن اقتصاد است. بنابراين جايگاه نابرابر كشورها در سطح بين‌المللي باعث مي‌شود كه قوانين بي‌طرف تجاري در نگاه خود به جنسيت نابرابر شوند و اين در حالي است كه معاهدات تجاري وضع نابرابر كشورها را در سطح ملي در نظر نمي‌گيرند. بايد در نظر داشت كه در اين سطح شكاف جنسيتي ادامه خواهد يافت و در نتيجه الگوهاي توسعهء ملي ايجاد مي‌شود كه شراكت اقتصادي زنان را در درون يا خارج از نظام كار دستمزدي يا ناديده انگاشته يا كم‌تر از حد لازم فرض مي‌كند. هنوز اما تحقيقات كافي روي تاثيرات معاهدات تجاري روي زندگي زنان انجام نشده است و به همين دليل است كه من فكر مي‌كنم جنبش فمنيستي بايد تا حدودي هم در اين زمينه حركت كند تا پاسخ برخي از پرسش‌ها را بيابد.