نگاهي به مرکز گذري کاهش اعتياد زنان ( DIC ) - خانه خورشيد

خورشيدهايي که نور ندارند

گروه اجتماعي،پاکسيما مجوزي؛نزديک به بيست و پنج نفر بودند، مي توانستند خيلي بيشتر از اينها باشند اما نيامده يا دعوت نشده بودند. غير از ترک مواد مخدري که به آن مبتلا هستند قرار بود آموزش هاي بهداشتي هم ببينند براي پيشگيري از ايدز و بيماري هاي ديگر. چهره برخي از آنان نشان مي دهد که تا آخر خط رفته اند. يک آدم معمولي که هر روز کيف به دست مي گيرد و سرکار مي رود و شب به خانه اش باز مي گردد نمي داند آخر خطي که او مي گويد چه معني يي مي دهد و چه بسا از دانستن اين تعريف هم دوري مي کند.

اعتياد آنان ريشه يي عميق دارد. انگار با اعتياد بزرگ شدند. به خماري و درد عضلات عادت دارند. مادر و دختر، زن و شوهر و حتي بچه 4 ساله يي که در ميان آنان مي پلکيد اعتياد را بهتر از ما مي شناخت. بچه هاي اين زنان و اين خانواده ها محکومند به معتاد شدن. شايد به دنيا مي آيند تا معتاد باشند، معتاد زندگي کنند و معتاد بميرند. و براي به دست آوردن اين مواد چه کارهايي که نمي کنند. آبرو، بدن و حتي عشق و دوست داشتن فروخته مي شود به چند گرمي براي آرام کردن، براي فراموش کردن دنيايي که در آن هستند. به قول يکي از آنان وقتي بچه بودي و مامان و بابا را از هم تشخيص نمي دادي ما پاي منقل و ترياک بزرگ شديم. پوزخندي مي زند و مي گويد وقتي کلمه کراک را شنيدي و حتم دارم هنوز هم نمي داني چه شکلي است ما آن را تا آخر خط رفته بوديم. سنش زياد نيست که اين حرف ها را مي زند. قصد غلو هم ندارد. راست مي گويد. دندان هاي سياهي که موقع حرف زدن نشان مي دهد تو را مجبور مي کند تا باور کني با اين سن کمش چيزي براي پنهان کردن ندارد. ازدواج کرده است و به تازگي فهميدند جواب آزمايش ايدز شوهرش مثبت است. اما مانده و زندگي مي کند و با موبايل سفيدي که در دستش دارد به شوهرش مي گويد ساعت چهار بيايد دنبالش. وسيله نقليه شان هم موتوري است که انگار بادهاي اين زمستان سرد آزارشان نمي دهد. مي گويد؛ «مگه آدماي خمار دل ندارند؟» حتماً دل دارند که آمده ترک کند تا بهتر ببيند. بهتر زندگي کند. دليل ترکش را نمي دانم ولي هر چه هست او را به اين کلاس ها کشانده است.

مرکز گذري کاهش اعتياد زنان، معروف به خانه خورشيد روزانه بيش از 150 نفر از اين زنان آسيب ديده را مي پذيرد. بعضي از آنان با بچه هايشان مي آيند، دارو براي ترک مي گيرند و لوازم جانبي بهداشتي مثل سرنگ براي پيشگيري از ايدز و هپاتيت و يک وعده غذاي گرم؛ بعد از آن به خانه هايشان برمي گردند. برخي از آنان گروهي زندگي مي کنند. برخي ديگر شوهر و بچه دارند و برخي ديگر تنها هستند.

خانه خورشيد يک موسسه تحت نظارت بهزيستي است که مشکلات خاص خودش را دارد، زيرا نزديک به 10 ماه است که هيچ بودجه يي از اين سازمان دريافت نکرده است و با حمايت هاي مردمي و چند نفر از گروه NA است که هزينه هاي خود را تامين مي کند. اما آخرين اخبار اميدبخش نشان مي دهد که بالاخره بعد از کاغذبازي هاي اداري، کار به نتيجه رسيده است و پولي که ماه هاست قولش داده شده به دست خانه خورشيد خواهد رسيد،

دخترک 17 سال سن دارد. همراه با مادرش به کلاس آموزشي خانه خورشيد آمده است که در خانه فرهنگي خواجوي کرماني واقع در خيابان شوش تشکيل شده است. همانند ديگر کساني که به اين مرکز آمدند متادون مصرف مي کند و کنار مادرش مي نشيند. چهره يي زيبا دارد و چه بسا از همان دوراني که نوزاد بوده با اعتياد آشنا شده و در حال حاضر 17 سال است که معتاد است. نگراني مادرش همانند ديگر مادرها نيست. مادر او نگران مشق و درس دخترش نيست. نگراني مادر او به اين مساله ختم نمي شود که دخترش پشت کنکور مي ماند يا نه. مادر او نگران است که دخترش ايدز نگيرد، مادرش نگران است که بيماري هاي جسمي و روحي به خاطر سن کم دخترش او را زودتر از ديگران از پا در نياورد. وقتي دکتري که در مورد بيماري هاي مقاربتي حرف مي زد و مي گفت افراد کم سن بيشتر در معرض اين بيماري ها قرار دارند، مادر اين دختر 17 ساله است که سوال هاي پي در پي مي پرسد. تا جايي که دختر به زبان مي آيد و مي گويد منظورش من نيستم چون 17 ساله هستم،

خانه خورشيد حدود 360 عضو ثابت دارد. آنان زنان آسيب ديده هستند.54 درصد زنان معتاد توسط شوهرانشان معتاد مي شوند. فقر، بي سوادي، مهاجرت و اعتياد جزيي از زندگي شان است اما مشکلات مهم تر ديگري نيز وجود دارد که ليلا ارشد مدير اين مرکز به آنها اشاره مي کند. عدم داشتن شناسنامه و کارت ملي يکي از عمده مشکلات اين زنان است، زيرا آنان عملاً هيچ شانس پيشرفتي ندارند و در محيط خود به همين شکل باقي مي مانند. نداشتن شناسنامه باعث مي شود آنان از داشتن دفترچه بيمه نيز محروم شوند و پرداخت هزينه هاي درماني به شکل عادي براي آنان بسيار مشکل است. طرح صدور شناسنامه، کارت ملي و در نهايت بيمه زنان آسيب ديده کاري است که از سوي کميته امداد و سازمان بهزيستي بايد انجام شود که مسوولان خانه خورشيد در حال رايزني با اين دو مرکز هستند تا اقدامات شان زودتر به نتيجه برسد. يکي ديگر از مشکلاتي که از سوي اين مرکز مطرح مي شود مشکل دندانپزشکي زنان آسيب ديده است که هزينه بالاي آن مانع رسيدگي آنان به بهداشت دهان و دندان مي شود و خرابي شديد دندان ها را براي آنان در پي دارد. اين در حالي است که مراکز گذري کاهش آسيب در کشورهاي غربي همانند يک حلقه از زنجير وارد عمل مي شوند که در کنار غذا، متادون و لوازم بهداشتي؛ مشاوره درماني، گروه درماني، اشتغال زايي و حرفه آموزي نيز براي اين افراد وجود دارد چيزي که در کشور ما جايش بسيار خالي است و تنها به همان مرحله اول و بدون کلاس هاي جانبي ختم مي شود.

http://www.etemaad.com/Released/86-12-08/213.htm#70087