فقر حرکتي سهم زنان از سلامت

شيما فرزادمنش

«زنان نبض حيات خانواده به شمار مي روند»، «پيشرفت جامعه در گرو سلامت خانواده و سلامت خانواده وابسته به سلامت زنان است»، «زنان پرورش دهندگان نسل آينده هستند» و...

اينها جملاتي است که هر روز از گوشه و کنار مي شنويم اما واقعيت هاي اطرافمان نشان مي دهد سلامت زنان در ايران از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست. محققان معتقدند کمبود هاي بدني، آسيب هاي فيزيولوژيک و عارضه هاي پس از بارداري و زايمان از جمله عواملي هستند که سلامت زنان را به مخاطره مي اندازد. منظور از سلامت، حالت بهزيست کامل جسماني، رواني و اجتماعي است و نه صرفاً نبود سلامت، بيماري يا معلوليت. آمارهاي مرکز امور مشارکت زنان (در دولت گذشته) نشان مي دهد حدود 30درصد از زنان بين 15 تا 49 سال دچار کم خوني هستند و اگر به کم خوني، کمبود املاح معدني و ويتامين ها هم اضافه شود، وضعيت سلامت زنان ايراني بيشتر مشخص مي شود.

فقر حرکتي اصلي ترين عامل به وجود آوردن آسيب هاي فيزيولوژيک است که از کودکي تا بلوغ و ميانسالي زنان را تهديد مي کند. آپارتمان نشيني، مسائل فرهنگي و محدوديت امکانات ورزشي در مدارس، دانشگاه و باشگاه هاي ورزشي از مهمترين دلايل بروز اين مشکل در دختران و زنان ايراني است.

در ايران از همان دوران کودکي از دختران توقع مي رود موجوداتي آرام، سر به زير، کم حرف و بدون جنب و جوش باشند و حتي بدون جست و خيز و سر و صدا بازي کنند وگرنه متهم به داشتن رفتارهاي پسرانه مي شوند. بدين ترتيب دختران دوران کودکي را بدون کمترين تحرکي مي گذرانند و همچنان تشويق به آرام و ساکت بودن مي شوند.

معيارهاي سنتي لازم براي نجابت و لطافت دخترانه، سر به زير داشتن و آرام راه رفتن است که در بلندمدت به فقر حرکتي و شکل گيري معيوب استخوان ها منجر شده و موجب بروز اختلالاتي در اندام ها مي شود. و صدالبته که آپارتمان نشيني نيز خود بهانه ديگري مي شود بر جلوگيري از جست وخيز هاي کودکانه که همراه با ديگر سوغاتي هاي خوش آب و رنگ، مدرنيته برايمان به ارمغان آورده است. همه اينها شرايط زندگي دختران است در خانواده و تا قبل از ورود به نظام آموزشي مدرسه و دانشگاه. محدوديت هاي امکانات ورزشي در مدارس و دانشگاه ها به اين روند دامن مي زند و همراه با مشاغل کم تحرک در آينده، پشت ميزنشيني دختران را به حداکثر مي رساند. طبق آمار اعلام شده سرانه فضاي ورزشي دختران در مدارس 17 سانتي متر است که اين رقم در کنار 250 سانتي متر فضاي استاندارد حرکتي يک دختر جاي تامل بسياري دارد. با اين شرايط عجيب نيست اگر بشنويم که قابليت جسماني زنان 26 - 18 ساله ايراني برابر با قابليت جسماني زنان 50 ساله فرانسوي برآورد شده است.

مدارس نه تنها امکانات مطلوبي در اختيار دختران قرار نمي دهند و گاهي از حداقل هاي ورزشي برخوردار نيستند، بلکه عموماً به زنگ ورزش که فقط يک جلسه در هفته است - چه از طرف خانواده و چه از طرف مسوولان مدرسه - به عنوان تفريح و نه دغدغه نگريسته مي شود و حتي بعضي اوقات از اين زنگ به عنوان جايگزين براي تقويت ديگر دروس - به خصوص در دبيرستان - استفاده مي شود.

در دانشگاه نيز وضع به همين گونه است. دو واحد دو ترمه تربيت بدني در حالي به دانشجويان ارائه مي شود که برخي از دانشکده ها مکاني به عنوان سالن ورزشي ندارند و دانشجويان براي گذراندن هر واحد تربيت بدني بايد فاصله دانشکده يي تا دانشکده ديگر (که گاهي هر يک در يک نقطه از شهر قرار دارند) را طي کنند. در کنار اين مسائل، تبعيض هايي هم در مورد حداقل امکانات ورزشي دانشگاه ميان دختران و پسران مشاهده مي شود. برگزاري مسابقات ورزشي گوناگون از همان حداقل هايي است که نعمتش گاه به گاه نصيب پسران دانشجو مي شود.

از سوي ديگر فرهنگ مردسالار، ورزش را حوزه يي مردانه مي داند. پس در بسياري از رشته هاي ورزشي جايي براي زنان تعريف نشده و گاهي امکانات اختصاص يافته به آنان به قدري محدود است که فقط قشر خاصي که توان تقبل هزينه هاي مادي آن را داشته باشند، مي توانند از اين امکانات استفاده کنند.

باشگاه هاي ورزشي هم به دو گروه تقسيم مي شوند. يک گروه که باشگاه هاي ورزشي کاملاً مردانه هستند و در حالي که مردان نيمي از جمعيت را تشکيل مي دهند، صاحبان اين مکان ها نيمي ديگر از جمعيت کشور را از حق داشتن فضاي ورزشي محروم مي کنند. گروه دوم باشگاه هاي ورزشي يي هستند که گرچه براي زنان هم زماني اختصاص داده اند اما در بيشتر موارد زنان فقط صبح ها مي توانند از اين ورزشگاه ها استفاده کنند. اين موضوع نشان مي دهد در نگاه صاحبان اين طيف از باشگاه هاي ورزشي، زن شاغل در نظر گرفته نشده و تنها بر اساس کليشه زن خانه دار، صبح ها براي استفاده زنان از اين اماکن در نظر گرفته شده است.

دکتر پروانه عارضي کارشناس امور تربيت بدني و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد زاهدان درباره فقر حرکتي و مشکلات ناشي از آن در زنان مي گويد؛ «فقر حرکتي در دختران و زنان جوان باعث بروز اختلالات قلبي - عروقي و کاهش حجم تنفسي مي شود. اختلالاتي در عملکرد اندام هاي داخلي ايجاد مي کند و ناراحتي هاي کليوي، کاهش آمادگي هاي حرکتي و رواني در يادگيري و انجام مهارت ها (از امور ساده گرفته تا مهارت هاي پيچيده ورزشي و شغلي) و بازدهي نامطلوب در انجام وظايف اجتماعي و امور روزانه را در پي دارد و باعث بروز دردهاي عضلاني و مفصلي در زنان مي شود.» انجام فعاليت هاي بدني نسبتاً سنگين مثل پياده روي و آهسته دويدن براي رشد طبيعي استخوان ها و اسکلت بدن ضروري است. فعاليت هاي فيزيکي منظم در کاهش استرس، اضطراب، افسردگي و احساس تنهايي تاثير دارد و انجام فعاليت هاي ورزشي در به وجود آمدن اعتماد به نفس و ايجاد زمينه مناسب براي فعـاليت هاي اجتماعي در حالي که انفعال زنان، نه تنها آنان را از دستيابي به فرصت هاي برابر در جامعه بلکه از حداقل امکانات ورزشي و حرکتي دور مي کند نتيجه اش فقر حرکتي مي شود و آسيب هاي فيزيولوژيک.