|
نيکي محجوب
«کنار
چاه آب، با بچه ها بازي مي کرديم. مردي با موهاي سفيد مرا
با انگشت به پدرم نشان داد، مدتي بعد مراسم ازدواج برگزار
شد، شوهرم حتي از پدرم بزرگ تر بود. تنها نه سال داشتم و
مرد زندگي ام 60 سال.» نظير دختري 20 ساله در حالي از
خاطرات ازدواج زود هنگامش مي گويد که شوهرش چند سالي است
درگذشته و او با فرزندي به جاي مانده از اين ازدواج، در
خيابان هاي پايتخت افغانستان سردرگم است.
پديده مادران کودک يا عروسان کودک معضلي است که قدمت
طولاني دارد و تلاش هاي نهادهاي مختلف ملي و بين المللي
حوزه حقوق کودکان نيز نتوانسته براي مقابله با اين پديده
موفقيتي کسب کند. صندوق حمايت کودکان سازمان ملل متحد
يونيسف با اشاره به اين موضوع اعلام کرد ميليون ها کودکي
که مجبور به ازدواج مي شوند در تمام زندگي با درد و مشکلات
متعدد روبه رو هستند. به اعتقاد کارشناسان اين زنان جوان
دچار انواع مشکلات فيزيکي و روحي هستند. زيرا که سيستم
بدني آنها آمادگي ارتباط را ندارد. بسياري از اين کودکان
مادر زير سن 18 سال به دليل فقر، سنت و فشار خانواده مجبور
به ازدواج مي شوند.
عروس هاي کودک از مدرسه کنار گذاشته مي شوند. از حقوق
نخستين خود باز مي مانند. ازدواج زودهنگام هميشه با حاملگي
زودهنگام نيز همراه است که موجب افزايش خطرات سلامت اين
مادران کودک مي شود. اجبار اين کودکان به ازدواج، آزادي
فردي آنها را از بين برده و همچنين جلوي رشد آنها را مي
گيرد. اين دختران جوان اغلب به عنوان يک برده اقتصادي
محاسبه مي شوند.
مانوئل دختر بچه سوماليايي که در پنج سالگي ختنه شده ،
تنها 12 سال داشت که مجبور به ازدواج شد. او که هم اکنون
در يکي از مراکز خدمات زنان اين کشور در حال درمان است،
دچار بيماري شايع ازدواج زودهنگام فيستول است. بيماري يي
که مبتلا امکان کنترل ادرار و مدفوعش را ندارد و بوي
ناخوشايند موجب طرد اين افراد از خانواده ها مي شود.
مانوئل با يادآوري وضعيت نامناسبش مي گويد؛ «فرزند نخستم،
به دليل کار زياد در مزرعه سقط شد. وقتي دوباره حامله شدم،
پزشک روستا برايم استراحت مطلق تجويز کرد، اما بايد کار مي
کردم تا چيزي براي خوردن مي يافتيم. اين بار نيز جنين سقط
شد. اما مشکل بعدي، دفع ادرار و مدفوعم بدون کنترل بود. به
گونه يي که همسرم مرا در يک اتاق چوبي در نزديکي طويله
زنداني کرد. پس از مدتي نيز زن ديگري گرفت و مرا به
خانواده ام بازگرداند.» پزشک معالج مانوئل معتقد است او
هيچ گاه درمان نخواهد شد.
بسياري از اين عروسان کودک به دليل تابوهاي سنتي درخصوص
موضوعات جنسي و ترس از اچ آي وي ايدز مجبور به ازدواج مي
شوند. در کشورهاي آفريقايي اين تصور غلط رواج دارد که
ازدواج با دختران باکره حافظي در قبال ابتلا به اچ آي وي-
ايدز است.
حال اينکه بسياري از اين کودکان خود در پي اين ازدواج ها
مبتلا مي شوند. ازدواج زودهنگام در صحراي آفريقا، جنوب
آسيا بيش از ديگر مناطق ديده مي شود. براساس برآوردهاي
انجام شده پديده مادران کودک و ازدواج زودهنگام در 49 کشور
جهان به عنوان عروسان کودک وجود دارد. بيشترين آماري که
تاکنون منتشر شده مربوط به جمهوري دموکراتيک کنگو با 74
درصد، افغانستان 54 درصد، بنگلادش 51 درصد است که دختران
آن پيش از رسيدن به سن 18 سالگي ازدواج مي کنند. در نپال
نيز هفت درصد دختران در سن 10 سالگي و 40 درصد در سن 15
سالگي مجبور به ازدواج مي شوند. در تحقيقاتي که چند سال
پيش در مصر انجام شد، بيش از 29 درصد عروس هاي کودک توسط
همسران يا اقوام آنها مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند. اين
آزارها و شکنجه ها سبب فرار اين دختران شده و در بسياري از
کشورها همين مسائل سبب بروز معضلي ديگر به عنوان قتل محارم
شده است.
ايران نيز از کشورهايي است که اين معضل هر چند بسيار کمتر
اما به هرحال در آن به چشم مي خورد. با توجه به قوانين
ايران هنوز امکان ازدواج با دختر زير 13 سال و پسر زير 15
سال تحت شرايطي خاص وجود دارد اما آماري درخصوص اين نوع
ازدواج در دست نيست.
مادران کودک بايد با خطرات زيادي چون فعاليت جنسي که مطابق
سن آنها نيست و در بسياري موارد حاملگي و درد زايمان روبه
رو باشند. حاملگي يکي از دلايل اصلي مرگ و مير مادران کودک
در سنين 15 تا 19 سالگي است. اين موضوع نيز ارتباط مستقيم
با فقر امکانات بهداشتي و مشکلات جسمي اين مادران دارد.
صندوق حمايت کودکان سازمان ملل از دولت ها درخواست کرده تا
براي مقابله با اين معضل جهاني گروه هاي محلي و بومي را
آموزش دهند، تا اين گروه ها با آموزش خانواده ها آنها را
نسبت به مسائل و مشکلات ازدواج زودهنگام آگاه ساخته و با
استفاده از راهکارهاي تشويقي براي مقابله با اين مساله
تلاش کنند. از ديگر طرح ها که هنوز در برخي کشورها به اجرا
درنيامده افزايش سن قانوني ازدواج است.
بررسي هاي کارشناسي نشان مي دهد که در موارد متعدد ازدواج
زودهنگام، عروسان کودک هيچ حمايتي از طرف والدين براي
مقابله با درخواست ندارند. در نتيجه مجبور هستند به اين
وضعيت تن در دهند. به اين موضوع بايد مسائل فرهنگي،
اقتصادي و مذهبي را نيز افزود. چنين موضوعاتي امکان مخالفت
را براي دختر به صفر مي رساند.
اين کودکان عمدتاً زير سن 11 سالگي مجبور به ازدواج مي
شوند. در بسياري از اين مناطق کمتر کودکاني هستند که
بتوانند به سن 16 سالگي برسند و مجرد باشند. براساس تحقيقي
در همين زمينه در افغانستان حدود 60 درصد ازدواج ها به
اجبار انجام مي شود. در حالي که سن قانوني براي ازدواج در
مصر 16 و در اتيوپي و هند 18 سال است، اما اين قانون
کاملاً ناديده گرفته مي شود. پديده عروسان کودک در
کشورهايي چون امريکا و انگليس نيز ديده شده است. براساس
آمار سازمان ملل حقوق اين کودکان با چنين اقداماتي کامل
ناديده گرفته مي شود. تحقيقات نشان مي دهد که عروسان کودک
دو برابر زنان باردار بالاي 20 سال امکان مرگ دارند.
فرزندان اين مادران نيز به دليل وضعيت جسمي اين زنان
باردار عمدتاً دچار مشکلات متعدد کم وزني و بيماري هاي
مختلف هستند.
مادران کودک به دليل ازدواج با افراد مسن سريع تر از ديگر
زنان نيز بيوه مي شوند و مسووليت زندگي بر دوش شان قرار مي
گيرد. حال اينکه مهارتي نيز براي گذران زندگي ندارند.
براساس آخرين تحقيقات انجام شده ازدواج زودهنگام نه تنها
باعث کاهش مشکلات بلکه سبب افزايش مشکلات مختلف در خانواده
مي شود. بسياري از خانواده ها در پي فقر تن به چنين کاري
مي دهند. حال اينکه چنين ازدواجي ممکن است با در پي داشتن
انواع مشکلات براي زن جوان و بيماري ها به بي بضاعتي آنها
بيفزايد. اين زنان که تحصيل چنداني ندارند و هيچ مهارت يا
کاري نيز بلد نيستند، پس از بيوه شدن يا جدايي دچار مشکلات
بسياري مي شوند.
«50 درصد دختران يمني پيش از سن 18 سالگي ازدواج مي کنند.»
مرکز آکسفام (مرکز خيريه انگلستان)با اعلام اين موضوع آن
را مبحثي نگران کننده دانست. موضوع بسيار خطرناک اين است
که اين دختران يا پسران جوان هيچ اطلاعي از ازدواج ندارند.
در اين جوامع اکثر اين ازدواج ها پس از چند سال به طلاق مي
انجامد. چون هيچ يک از دوطرف نمي تواند نقش اصلي اش را
ايفا کند. عروسان کودک قرباني تصميمي هستند که نقشي در آن
نداشته اند و اين خانواده بوده که براي زندگي آنها تصميم
گرفته است.
ثمين زني 15 ساله است، او با داشتن دو فرزند در خانه پدر
زندگي مي کند، اين زن جوان که در زمره بسياري از عروسان
کودک يمني است، مي گويد؛ «9 سالم بود، شوهرم هم 13 سال
داشت، ما هيچ وقت با هم صحبت نمي کرديم. چون چيزي براي
گفتن نداشتيم. قبل از ازدواج مادر من و مادر شوهرم وظايف
يک زن را به من آموختند. دو سال پيش ياسر براي يافتن کار
به دوبي رفت. پس از گذشت يک سال در نامه يي به پدرش
درخواست طلاق داد و گفت در ابتداي جواني مي خواهد زندگي را
تجربه کند. براي مرد عرب چندان مشکلي ايجاد نمي شود اما من
به عنوان يک زن بايد براي هميشه در خانه پدرم زندگي کنم.
درس را هم نيمه کاره رها کردم و هيچ حرفه يي بلد نيستم.
نمي دانم مقصر اين همه بدبختي ام را چه کسي بدانم.» |